عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

469

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بهرچ از راه باز افتى چه كفر آن حرف و چه ايمان * بهر چه از دوست و امانى چه زشت آن نقش و چه زيبا مزدور گويد - نماز من روزه من و زكات من و صبر من در بلاها و وفاء من در عهد ها ، و عارف گويد - به زبان تذلل : من كه باشم كه بتن رخت وفاء تو كشم * ديده حمّال كنم بار جفاء تو كشم بوى جان آيدم از لب كه حديث تو كنم * شاخ عزّ رويدم از دل كه بلاء تو كشم پير طريقت گفت : - من چه دانستم كه مزدور اوست كه بهشت باقى او را حظ است ؟ و عارف اوست كه در آرزوى يك لحظ است ؟ ! من چه دانستم كه مزدور در آرزوى حور و قصور است ، و عارف در بحر عيان غرقه نور است ! بو على رودبارى قدس اللَّه روحه بوقت نزع خواهر خود را ميگفت : يا فاطمة « هذه ابواب السماء قد فتحت ، و هذه الجنان قد زينت » اينك درهاى آسمان بگشادند و بهشتها بياراستند و كنيزكان بر كنگره‌ها نشاندند و ميگويند - نوشت باداى با على كه اين همه از بهر تو ساختند ! و زبان حال بو على جواب ميدهد - الهى به بهشت و حورا چه نازم اگر مرا نفسى دهى از آن نفس بهشتى سازم . و حقك لا نظرت الى سواكا * به عين مودة حتّى اراكا بر بندم چشم خويش و نگشايم نيز * تا روز زيارت تو اى يار عزيز لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ - برّ بر قول مجمل دو ضرب است : اعتقاد و اعمال ، اعتقاد تحقيق اصول است و اعمال تحصيل فروع . و هر آن كس كه اصول بحقيقت مستحكم كرده و فروع به شرط خود بجاى آورده لا محاله از ابرار است ، و منزل ابرار دار القرار است . و ذلك فى قوله تعالى - إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ . آن گه رب العالمين در سياق اين آيت بيان كرد همان اعتقاد و همين اعمال گفت - مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ تا اينجا بيان اعتقاد است و تمهيد قواعد اصول ، و ازينجا ذكر اعمال در گرفت ، و آن گه بر دو قسم نهاد - يك قسم مراعات مردم است در معاشرت ايشان و نواخت دور و نزديك و مواساة